حسن حسن زاده آملى
111
هزار و يك كلمه (فارسى)
اخبار عرفانى و گفتار نظم و نثر بزرگان حكماء و علماى ربّانى باز كنند و حرف مردان خدا را بدزدند براى متاع دكان خود چنان كه عارف قيّومى ملّاى رومى فرمايد . چند دزدى حرف مردان خدا * تا فروشى و ستانى مرحبا و آه و نالههاى شيطانى و نفسهاى سرد بىحقيقت كشيدن و خلسه و رعشه ريا و خودنمايى براى آنكه در دلهاى مردم ساده دل جاى گرفته و از دنياى آن بهره گيرند و بر آنها به افسون و نيرنگ ذكر قلبى و سخنان ذوقى القاء كنند و از آخرت و مقامات اولياء و مراتب سعادت روحانى سخن گويند و خودشان جز سعادت مادّى و لذّات فانى بدن دنيوى به جايى معتقد نباشند . دائم به فكر آنكه ثروتمندى را به دام آرند و از مال او و ارادات او تمتّع و اعتبارى يابند و در مريدان هيچ تأثير كمال نفس و صفاى روح و خداشناسى و خداپرستى و تقوى نداشته بلكه تنها به رعونت و خودپسندى و رياكارى و كبر و نخوت آنها بيفزايند و مردم را از استعداد فطرى توحيد و شوق ذاتى معرفة الله خارج كرده به وادى ضلالت و راه ريا و سمعت كشند و اينگونه صوفى در هر دوره بسيار بوده و هستند ضعف الطالب و المطلوب ، گر اين است معنى صوفى صد نفرين حق بر اين مردم باد كه بدنامكننده نكونامان عالمند . و از حديث حضرت على ( ع ) در اصول كافى در بيان تقسيم علماء به علماى حقيقى متّقى خداپرست مخالف هواى نفس كه هادى و خيرخواه و خدمتگزاران معنوى خلقند ، و ديگر علماى ظاهرى مدّعى رياكار و مجادل و رياست طلب و طالب جاه و جلال دنيوى كه مضلّ و گمراهكننده مردماند اين دو معنى را كه در تصوّف گفتيم به خوبى توان دريافت . جعلنا الله من العلماء العاملين الربانيّين و اعاذنا الله من شر شياطين الجن و الانس اجمعين بجاه محمد ( ص ) و آله الطاهرين . و در ص 315 جلد اول آن دربارهء معاد فرمايد : اقوال در مسئله معاد بر سه قول كلّى است 1 - معاد جسمانى فقط 2 - معاد روحانى فقط 3 - معاد جسمانى و روحانى هر دو . قول اول عقيدهء مليّين غير اسلام و عوام است إلّا ما شذّ و ندر كه عوام خلق آن عالم